حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
126
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
فصل پنجم از باب اول « در ذكر كاريزها « 1 » ، و جوئها ، و رودخانها ، و آسياها كه بقم بودهاند ، و ذكر مقاسمت « 2 » آبهآىء آن ، و عدد مستقهآىء « 3 » آن »
--> ( 1 ) . كاريز يا قنات يكى از سيستمهاى هوشمند جمعآورى آبهاى زيرزمينى ، و هدايت آنها به روى زمين است ، در صحاح الفرس آمده است : ( كاريز آب روان باشد زيرزمين كه به جايها برند ) ، اين روش كه ظاهرا فقط در ايران متداول است ، از هزاران سال قبل معمول بوده ، و هم اكنون در برخى از شهرهاى كويرى ايران كاريزهاى چند هزار ساله برقرار مىباشد ، هر كاريز از يك دالان زيرزمينى ( گاهى درازى آن دهها يا صدها متر و بلكه چند كيلو متر مىباشد ) تشكيل شده كه از نقطههاى دوردست آبهاى زيرزمينى را توسط اين دالان كه با شيب ملايمى به سطح زمين حركت مىكند جمعآورى و هدايت مىكند ، و در نهايت آب را به درون حوضچه و استخرى كه محل تجمع آب است مىرساند . ( 2 ) . صيغه اشتقاق نامأنوس و نادرستى از ماده ( قسم ) است ، و ظاهرا مقصود نويسنده چگونگى تقسيم آب مىباشد . ( 3 ) . « مستقها » جمع « مستقه » است ، مستقه و ناوقه نام دو واحد اندازهگيرى آب در قم كهن بوده است ، و در لغتنامه صحاح الفرس يادى از آنها نشده است ، ليكن احتمالا از نامهاى فارسى كهن مىباشد كه از ديرباز در قم رايج بوده است ، در « راهنماى جغرافياى تاريخى قم : ص 74 » آمده است : ( مستقه نام پيمانهاى براى اندازهگيرى آب در قم در دوره پيش از اسلام ، تا مدتها پس از اسلامىشدن قم نيز رايج بوده ، ليكن مقدار آن هم اكنون براى ما نامعلوم است ) . همچنين مصنّف تاريخ قم در ادامه همين فصل ( فصل پنجم از باب اول ) به تفصيل درباره معناى مستقه سخن رانده ، و مىگويد : ( مستقه عبارتست از : آهنى مانند ذراع ، كه بر آن علامت و نشانهااند ، كه بذان قسمت آبها مىكنند ، هر علامتى دليلست بر مقدار مستقه . و بعضى ديگر گويند كه مراد از مستقه جزويست از اجزاء اين آب ) .